الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
436
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
حاكم در اوّلين مراتب امتناع بر او ثابت مىشود . البته اين سخن خالى از اشكال نيست ، به ويژه بعد از رعايت اقتصار در ولايت قاضى بر قدر متيقن كه عبارت است از : موردى كه آخرين مراتب اجبار بر اداى حق پايان يافته باشد . « 1 » 10 . آية اللّه اصفهانى : اگر بدهى حالّ باشد يا موعد آن فرارسد و مرتهن خواستار استيفاى حقّ خود باشد ، اگر از طرف راهن ، وكالت در فروش رهن و استيفاى حقّ خود را از آن داشته باشد ، مىتواند بدون مراجعه به او به اين امر اقدام كند ، ولى اگر چنين وكالتى نداشته باشد ، نمىتواند آن را بفروشد ، بلكه به راهن مراجعه مىكند و از او مىخواهد بدهى خود را پرداخت كند ، حتى اگر با فروش رهن يا وكالت دادن در مورد فروش آن باشد . اگر راهن از اين امر امتناع كند ، مسأله را نزد قاضى مطرح مىكند تا او را به پرداخت بدهى ، يا فروش مال مورد رهن الزام كند . اگر قاضى نتواند او را اجبار كند ، قاضى براى پرداخت بدهى او ، خود اقدام به فروش آن مىكند يا به ديگرى - اگر چه خود مرتهن باشد - وكالت مىدهد تا اين كار را انجام دهد . « 2 » 11 . آية اللّه خوئى ( به صراحت بيان داشته است كه نيازى به اجازه نيست ) : مانند اين كه در چنين حالى اجازهء فروش را ندهد و از پرداخت بدهى هم خوددارى كند ؛ در اين صورت مرتهن مىتواند بدون اجازهء او رهن را بفروشد و حقّ خود را استيفا كند . البته احتياط استحبابى آن است كه به حاكم شرع مراجعه كند . « 3 » نظر نگارنده : اگر قائل به جواز بيع رهن و عدم نياز به مراجعه به حاكم بشويم ، همانگونه كه آية اللّه خوئى بدان تصريح كرده و مرحوم آية اللّه والد ( طبسى ) نيز به آن گرايش نشان داده است ، اين مورد از موارد حبس خارج مىشود ، به ويژه آن كه روايت خاصّى براى اين مورد نداريم ؛ البته دربارهء مطلق بدهى روايت آمده است كه در آينده به بررسى آن خواهيم پرداخت ؛ مگر آنكه گفته شود : اقتضاى احتياط در اموال اين است كه رأسا به بيع اقدام نشود ، بلكه موضوع نزد قاضى مطرح شود و او در مورد فروش اقدام و يا او را حبس كند ؛ زيرا اين از مواردى است كه احقاق حق متوقف بر آن است . ولى ممكن است گفته شود : اين از موارد توقف احقاق حق بر حبس نيست ؛ زيرا مرتهن مىتواند به عنوان
--> ( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 25 ، ص 217 . ( 2 ) . وسيلة النجاة ، ج 2 ، ص 128 ؛ و مانند آن در : تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 8 ، مسألهء 23 ؛ وسيلة النجاة ( با تعليقات آية اللّه گلپايگانى ) ، ج 2 ، ص 186 ؛ وسيلة النجاة ( با تعليقات مرحوم آية اللّه طبسى ، والد مؤلف ) ، ص 128 . ( 3 ) . منهاج الصالحين ، ج 2 ، ص 211 .